![]() |
![]() |
|
| رئيس جمهور من : ميرحسين موسوي |
|
بسم رب الشهدا و الصدیقین اینجانب فاطمه چهل امیرانی همسر شهید حمید باکری بر خود فرض میدانم مطالبی چند در ارتباط با عملکرد جناب آقای صادق محصولی را به استحضار برسانم. (من باب وظیفه شرعی) من هیچ وقت مدیر نبودم ولی جزء افرادی از این مرز و بوم هستم که با تمام سلولهایم سوءتدبیر و سوءمدیریت را درک کرده ام و همانند خیل عظیمی از انسانهای دردآشنای این سرزمین مجبور بودم به رغم میل باطنی آنها را تحمل کنم. بهتر است به سال ۵۹ و به شرایط سیاسی- اجتماعی آن روز آذربایجان غربی برگردیم که با وجود فعالیت گروهکهای ضدانقلاب، یک منطقه ناامن بود و به شهادت خیلیها از جمله شهید صیاد شیرازی، باکریها از افرادی بودند که با تلاش شبانه روزی سعی در ابقای انقلاب اسلامی داشتند. حمید در تمامی درگیریها از جمله مساله بانه و سنندج و مهاباد حضوری فعال داشت و فرمانده عملیات سپاه بود تا اینکه از طرف عدهای محدود متهم به منحرف بودن شد، عده ای از افرادی که این اتهامات را وارد میکردند، هم اکنون در دولت نهم در مصدر امور هستند، از جمله جناب آقای صادق محصولی که بعد به سمت فرماندار ارومیه و مسوول منطقه ۵ سپاه منصوب شدند. با جوسازی و ایراد اتهامات این قبیل افراد شهید حمید بعد از بازگشت از جبهه آبادان در اسفندماه سال ۵۹ مجبور به استعفا شد. ظاهراً همین مسائل و اتهامات برای شهید مهدی باکری هم مطرح بود. تا اینکه ایشان به بهانه حضور در جنگ به جبهه جنوب رفتند و حمید هم در عملیاتهای فتح المبین و بیت المقدس که منجر به آزادسازی خرمشهر شد، با شهید احمد کاظمی همکاری کردند، که به خاطر همین عملیات مهدی و حمید باکری نشان شجاعت دریافت کردند. ولی این افراد مرتب این دو برادر را رصد میکردند تا اینکه مسوولیتی به آنها سپرده نشود تا آنجا که در عملیات رمضان گفته بودند چون حمید سپاهی نیست، حق ندارد مسوولیتی در عملیات موصوف داشته باشد و حمید به توصیه آقامهدی با تحقیر فراوان دوباره به عضویت سپاه درآمد، بنا به اظهار شهید کاظمی و سردار محسن رضایی به آنها فشار میآمد و توصیه میشد که مهدی و حمید را حذف کنند. تا اینکه آقای محصولی وقتی مسوولیت سپاه منطقه ۵ را عهده دار شدند حکم عزل آقا مهدی را از فرماندهی لشگر عاشورا صادر کردند. حمید میگفت حتی کمکهای مردمی را به لشگر عاشورا نمی فرستادند صرفاً به دلیل اینکه باکریها آنجا هستند. نمی خواهم حوادثی را تعریف کنم که یادآوری آنها برای من و امثال من فوق العاده تلخ و جان کاه است و اگر همه را ذکر کنم دیگر آبرویی برای بعضیها باقی نخواهد ماند اما قصد من از بازگویی فرازهایی از این همه زخم کهنه این است که به دست خود بانی زخمهای دیگر نباشیم. به نظر میرسد ابتدایی ترین مشخصه یک مدیر خوب کشف استعدادها و شناسایی نیروهای کارآمد و صادق و سپس به کارگیری آنها در موقعیتهایی است که توان آن را دارند. نمیدانم این مطلب را چگونه میتوان تفسیر کرد که اگر یک ریال از بیت المال جابه جا شود خیلیها وا اسلاما سر میدهند ولی نیروهای انسانی که سرمایه واقعی و با ارزش هر ملتی هستند به خاطر سوءمدیریتها و حب و بغضهای ناروا نمی توانند در حداقل توان خود انجام وظیفه کنند. وقتی یادم میآید به دست افرادی مثل ایشان، انسانهای پاک و مخلص و باسواد و بافکر همانند شهید مهندس ابوالحسن آل اسحاقها نمیتوانند در هیچ کجای این نظام کار کنند به طوری که او با تواناییهایی که داشت میتوانست در هر پست حساس همانند فرماندهی لشگر یا استانداری باشد با خواهش و التماس در عملیات بدر از آقا مهدی میخواهد او را به نوعی به کارگیری کند و فردی اینچنین همانند یک نیروی عادی در حین توزیع غذا در بین نیروهای بسیجی شهید میشود. به نظر اینجانب شایسته نیست فردی با این تفکر در مصدر وزارت کشور باشد. کسی که وظیفه دارد از جای جای این کشور افراد صالح و کاردان را شناسایی کند و در خدمت انقلاب و مردم این مرزوبوم به کار گمارد. ممکن است به نظر برسد حال که سال ۸۷ است این افراد تغییر کرده اند ولی با توجه به اینکه در عرض این سه سال و اندی ادبیات صحبت کردن اینها همان است که بود و هیچ تفاوتی نکرده است و فقط میدان وسیع تری برای اعمال اشتباه خود یافته اند. در ضمن از نظر بنده ثروت نه تنها بد نیست بلکه میتواند بسیار خوب هم باشد ولی نمیشود در یک مملکت یک بام و دو هوا باشد با فرمایشاتی که این دولت با آن رای مردم را جلب کرده است گویا ثروت در دست دیگران نوعی مال دزدی است و در دست ایشان (هذا من فضل ربی) است به هر حال به وظیفه الهی خود درست عمل کنید تا فردا در پیشگاه الهی و محضر شهدا سربلند باشید. والسلام علی عبادالله الصالحین
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 6:51 توسط سيد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به نام خدا - این وبلاگ را روز اول بهمن سال 1385 که مصادف با اول محرم سال 1428 می باشد ایجاد کردم. ماه محرم ، حماسه عظیم حسینی (ع) و ماه بهمن ، انقلاب اسلامی ؛ براستی که ماههای عجیب و درس آموزی هستند ...
|
| پیوندها |
|
کلوب شهید جعفر جاهد وصیت نامه شهید جعفر جاهد |
|
RSS
|