![]() |
![]() |
|
| رئيس جمهور من : ميرحسين موسوي |
|
بسم رب فاطمه (س) اللهم صل علي فاطمه و ابيها و بعلها و بنيها بعدد ما احاط به علمك (خدايا بر فاطمه –س- و پدرش و همسرش و فرزندانش به عدد علم خودت درود فرست) داغ شهادت مظلومانه سرور بانوان عالم را خدمت نور ديده ايشان امام زمان (عج) - ارواحنا فداه- و تمامی محبین ایشان تسلیت عرض می نمایم خدا در شب معراج به پیامبر بزرگ اسلام –ص- فرمود : ای محمد (ص) اگر تو نبودی کل عالم خلقت را نمی آفریدم و اگر علی (ع) نبود تو را نمی آفریدم و اگر فاطمه زهرا (س) نبود هر دوی شما را نمی آفریدم حدیث دیگری از معصوم (ع) شنیدم به این مضمون که فرمودند : مردم ما را واسطه و شفیع خود با خدا قرار می دهند و ما اهل بیت (ع) مادرمان فاطمه -س- را در نزد خدا واسطه و شفیع خود قرار می دهیم این احادیث نشان دهنده مقام والای حضرت فاطمه (س) در نزد خداست در بضاعت بشر نیست تا ایشان را توصیف کند بعبارتی کلمات از توصیف ایشان عاجز است در همین حین ؛ یاد جمله مرحوم دکتر شریعتی افتادم : فاطمه (س) ؛ فاطمه است خدایا محبت و معرفت ما را به این گوهر تابناک هستی روز بروز افزونتر بگردان (آمین یا رب العالمین) |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 22:48 توسط سيد |
|
|
بسم رب الشهدا و الصدیقین اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها بعدد ما احاط به علمک با گرامیداشت یاد و خاطره ایام آزاد سازی خرمشهر همیشه قهرمان ... ... سیاوش فرمانده گردان فجر از لشکر امام علی (ع) بود با حفظ سمت مسولیت محور عملیاتی به او واگذار شده بود. آتش شدید دشمن از یک سو و گرمای سوزان تابستان از سویی دیگر منطقه را به جهنمی تبدیل کرده بود برای رانندگان سخت بود که بتوانند بیش از دقایقی پشت فرمان لودر دوام بیاورند با وجود این شرایط آنها هریک ساعت یکبار جایشان را با هم عوض می کردند در روزهای اول کار با موفقیت پیش می رفت و سیاوش هم در فاصله چند متری عملیات را رهبری می کرد روزهای بعد آتش دشمن سنگین تر شد و هر لحظه بر تعداد شهدا افزوده می شد با این همه کار ایجاد خاکریز به سرعت ادامه داشت و عملیات با موفقیت پیش می رفت با ایستادن لودر شور و شوق و التهاب بچه ها فرونشست آخرین راننده که رزمنده ای از مشکین شهر بود فریاد کشید : برادر بیا - مجروح شدم ؛ سیاوش هراسان به سوی لودر دوید اما افسوس دیر شده بود او نیز به خیل شهدا پیوسته بود اینک رزمنده ای (راننده لودر) نبود که کار را ادامه دهد از طرفی فاصله چندانی نمانده بود که خاکریزها از دو سر به هم متصل شوند سیاوش بی پروا و به چالاکی هر چه تمامتر در پشت فرمان جای گرفت باران گلوله و خمپاره بود که در اطراف لودر فرود می آمد و در طنین صدای الله اکبر بچه ها گم می شد آنها سیاوش را که دیدند روحیه خود را باز یافتند و سیاوش در آن هنگامه غوغا همچو شیر ژیان پیش می تاخت و سعی داشت هر جور شده خاکریزها را به هم وصل کند به ناگاه خمپاره ای در کنار لودر منفجر شد و سیاوش زخمی شد اما با جسارت تمام همچنان ادامه می داد در حالی که خون از سرش می بارید و فواره می زد تا این که خدایش به خاطر این شجاعت و شکوه جانبازی آفرینش گفت و به لقاء خویش دعوتش کرد (خاطره ای درباره شهید سیاوش عیسی نژاد فرمانده گردان فجر – به یاد سنگر سازان بی سنگر) برای شادی ارواح طیبه شهدا ؛ بالاخص امام شهدا صلوات اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم |
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 22:35 توسط سيد |
|
|
بسم رب الشهدا و الصدیقین السلام علیک یا سید الشهداء السلام علیکم یا انصار دین الله سلام دوست عزیز ...اولین عید نوروز بود که در جبهه بودیم ، کندن کانال به طرف دشمن تصویب شده بود جلوی ما میدان مین بود و دو سه رشته سیم خاردار آنها که جلوی کانال کار می کردند بعضی وقتها ساعتها حرف نمی زدند و در صورت نیاز با ایما و اشاره منظور خود را می رسانند برای اینکه استتار منطقه به هم نخورد خاک ها را با گونی به عقب می بردیم چند قدمی دشمن بودیم و آب خوردن قطره ای بود باز هم دشمن اصلی پشه ها بودند دهانمان را که باز می کردیم دهها پشه توی آن می رفت توی بینی میرفت ناچار بودیم صورت خود را با چفیه بپوشانیم و فقط دو چشم ما پیدا بود شهید رضا عسگری و شهید حسن منصوری که همیشه برای کار قبراق بودند سر و صورت خود را با گازوئیل می شستند تا از پشه ها در امان باشند عسگری سطل گازوئیل را روی سر خود خالی می کرد تا از دست پشه ها راحت شود و کانال بکند (کندن کانال برای نزدیک شدن به دشمن از زیرزمین) در خرداد ماه رسیدیم به نزدیکی دشمن اینها همه برای اجرای عملیات و به عشق امام (ره) بود آن جا خط شیر بود و فرمانده میدان حاج حسین خرازی... (برگرفته از کتاب شور عاشقی ، به یاد سنگر سازان بی سنگر) برای شادی ارواح طیبه شهدا ، بالاخص امام شهدا صلوات |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 22:12 توسط سيد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به نام خدا - این وبلاگ را روز اول بهمن سال 1385 که مصادف با اول محرم سال 1428 می باشد ایجاد کردم. ماه محرم ، حماسه عظیم حسینی (ع) و ماه بهمن ، انقلاب اسلامی ؛ براستی که ماههای عجیب و درس آموزی هستند ...
|
| پیوندها |
|
کلوب شهید جعفر جاهد وصیت نامه شهید جعفر جاهد |
|
RSS
|