![]() |
![]() |
|
| رئيس جمهور من : ميرحسين موسوي |
|
به نام خدا در بحث از حماسه حسینی تا انقلاب خمینی در مورد پیام های قیام عاشورا بحث شد و گفتیم که این پیام ها هم در حوزه فردی و هم در حوزه اجتماعی قابل بحث است یکی از این پیام ها در حوزه فردی بحث نماز می باشد حدیث معروفی از پیامبر اکرم (ص) در بحث نماز مطرح است که من هم آنرا یادآوری می کنم "الصلوة عمود الدین (نماز ستون دین است)" در این حدیث کوتاه یک نکته ای هست که باید دقت شود: عمود با ستون تفاوت دارد وقتی بحث ستون می شود ذهن به سمت ستون های یک ساختمان می رود در یک ساختمان اگر یک ستون حذف شود ساختمان دچار ضعف بنیه می شود و امکان ریزش دارد ؛ ممکن هم است فرو نریزد و نیروی که آن ستون تحمل می کرده به سایر ستونها منتقل شود و آنها تحمل کنند اما منظور پیامبر از دیدگاه من این نوع ستون نبوده بلکه منظور عمود بوده حالا منظور از عمود چی هست؟ در زمان پیامبر وقتی بیابان گردها چادر می خواستند برپا کنند یک چوب قوی که به آن عمود می گفتند در وسط یا ورودی چادر کار می گذاشتند بعد بوسیله حلقه هایی اطراف چادر را محکم می بستند و اگر این عمود می افتاد کل چادر می خوابید و نقش عمود مهمتر از ستون بوده است. وقتی که از نماز تعبیر به عمود دین می شود یعنی هرکسی نماز نخواند یا یه خط در میان بخواند و برایش مهم نباشد ، ایمانش عین چادر بدون عمود است و هر کار خوبی انجام دهد هیچ ارزشی ندارد
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 13:42 توسط سيد |
|
|
بسم رب الشهدا و الصدیقین سلام دوستان ؛ خداوند در قرآن کریم – سوره مائده – آیات 112 تا 115 می فرماید: یا د آور هنگامی که حواریون گفتند ای عیسی بن مریم (س) آیا خدای تو تواند که از برای ما از آسمان مائده فرستد؟ عیسی در جواب گفت اگر ایمان آورده اید از خدا بترسید (هرگز شک در قدرت خدا یا شک در اجابت دعای پیغمبر خدا مکنید) {112} حواریون گفتند (ما شک نکرده ایم لیکن) می خواهیم از مائده آسمانی تناول کنیم تا دلهای ما مطمئن شود (و بریقین و اطمینان ما بیفزاید) و تا براستی عهدهای تو پی بریم و بر آن به مشاهده گواه باشیم {113} عیسی بن مریم (از خدا درخواست کرد) گفت بار الها ، ای پروردگار تو بر ما مائده ای از آسمان فرست تا این روز برای ما و کسانی که از پس ما آیند روز عید مبارکی گردد و آیت و حجتی از جانب تو بر ما باشد که تو بر عالمیان بهترین روزی دهندگانی {114} خدا فرمود من آن مائده را برای شما می فرستم ولی هر که بعد از نزول مائده کافر شود وی را عذابی کنم که هیچ یک از جهانیان را نکرده باشم {115} یاد شهدای 15 خرداد 42 ، 19 دی 56 قم ، 29 بهمن 56 تبریز ،17 شهریور و 13 آبان و... تمامی شهدای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس علی الخصوص یاد امام خمینی (قدس سره الشریف) به نیکی و خیر باد و خداوند روح متعالی این عزیزان سفر کرده با حضرت سید الشهدا (ع) محشور گرداند (ان شاءالله) دوران ستم شاهی با تمامی ظلم و فسادش ، با عنایت خداوند متعال و زیر سایه پر برکت حضرت بقیة الله الاعظم (روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفدا) و با رهبری زعیم عالی قدر امام خمینی (ره) و جان نثاری شهدای گلگون کفن از هم گسیخته شد و بنای 2500 ساله طاغوت به تاریخ پیوست و خداوند این مائده آسمانی را بر ما نازل کرد و این دهه و این روز 22 بهمن را برای ما عید و مبارک گردانید اکنون باید به شکرانه آن نعمت عظیم در حفظ و اعتلای آن تک تک ما در هر جایگاهی هستیم بکوشیم و از کفران نعمت بپرهیزیم و شرکت در راهپیمایی روز 22 بهمن حداقل کاری است که می توانیم انجام دهیم خداوند به همه ما معرفت و شناختی عنایت کند که در تمامی شرایط حق و باطل (حسین علیه السلام و یزید لعنة الله علیه) زمان خود را بشناسیم و در را حق قیام کنیم باشد که از اهل کوفه نباشیم (ان شاء الله) من هم به نوبه خود طلوع صبح استقلال آزادی جمهوری اسلامی را به تمامی انسان های آزاده تبریک عرض می کنم و العاقبة للمتقین |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 20:15 توسط سيد |
|
|
به نام خدا سلام دوستان ؛ در پست قبلی راجع به ارتباط انقلاب و عاشورا صحبت و ارتباط آن از نوع ارتباط علّی و معلولی بیان شد و گفتیم که عاشورا خاستگاه انقلاب و حفظ فرهنگ آن ضروری می باشد در مورد طریقه حفظ آن بحث شد که راه حفظ آن (جدای از بحث عزاداری که به نوبه خود لازم است) شناخت دقیق آن و درس گرفتن و عبرت گرفتن و پیام گرفتن از آن در حوزه فردی و اجتماعی است (یادآوری) شیعه دو تابلو دارد که سنی از آن بی بهره است تابلوی اول عاشورا است و تابلوی دوم انتظار "اولی را باید الگو قرار دهد تا دومی را درست نقاشی کند" این مطلب را برای نشان دادن اهمیت موضوع ذکر کردم. بدون لاپوشانی می روم سر اصل مطلب پیام اول جنبه اجتماعی دارد و بیشتر باید صاحبان قدرت و سیاسیون به آن دقت کنند پیامبر گرامی اسلام (ص) در 28 صفر سال 11 هجری وفات نمودند و واقعه عاشورا در 10 محرم 61 هجری اتفاق افتاد یعنی 50 سال کامل نشد (حدودا یک ماه و نیم کمتر از 50 سال) که انقلاب پیامبر اکرم از اینرو به اونرو شد. حادثه عاشورا اتفاق یک شبه نبود بلکه در طول سالیان متمادی اتفاق افتاد و این انحرافات ممکن است در مورد انقلاب ما هم تکرار شود من به یک اصلی معتقدم که حکومت امانت الهی است و همچنین مردم چک سفید امضاء به شخصی یا گروهی نداده که تا ابد صاحب قدرت باشند مثلا در سال 1376 ملت با رای قاطع خود آقای خاتمی را به ریاست جمهوری رساند و قدرت را از راستی ها گرفتند و به چپی ها دادند و به همین ترتیب مجلس و شورا و ... (بحث را نمی خواهم سیاسی کنم) اما همین مردم درسال 84 قدرت را از آنها گرفت (اول شورا بعد مجلس بعد ریاست جمهوری) اگر از حواشی و عوامل جنبی بگذریم عامل اصلی جابجایی قدرت همان اصل بالایی است که ذکر کردم این قضیه شامل تمامی جناح ها و اشخاص می شود. می خواهم یک قدم جلوتر هم بروم این قضیه شامل کل نظام هم می شود یعنی همان مردمی که در بهمن 57 انقلاب کردند و در 12 فروردین 58 رای آری دادند می توانند قدرت را جابجا کنند (همانطور که قدرت را از پهلویها گرفتند) این مطلب شاید جایش اینجا نبود و باید در جمع تشکلهای سیاسی و دانشجویی مطرح می شد اما چون مهم بود ذکر کردم و این تذکر جدی است که اگر صاحبان قدرت دنیا زده شوند و دنبال تجملات و تشریفات و چاپلوسی و عدم رعایت تقوا و انصاف و حیف و میل بیت المال و... بیفتند و مردم را فراموش کنند این لحظه مرگ آنهاست. این جمله حضرت علی (ع) را باید طلا گرفت: الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم در مجموع منظورم این بود که انقلاب ما هم ممکن است زیر و رو شود و از اهداف اولیه اش دور شود و به سرنوشت مذکور مبتلا شود (ادامه بحث در پست های بعدی - ان شاء الله) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 21:31 توسط سيد |
|
|
بسم رب الحسین (ع) سلام دوستان ؛ در بحث ارتباط بین عاشورا و انقلاب دیدگاههای مختلفی وجود دارد و تحلیل های مختلفی ارائه شده از نظر من این ارتباط یک ارتباط علّی و معلولی می باشد یعنی انقلاب اسلامی معلول حرکت حضرت ابا عبد الله (ع) می باشد من از این نظر یک قدم هم جلوتر می روم و عاشورا را علت تامّه انقلاب ذکر می کنم چون علل دیگر چون حب وطن و ... در مقابل این انگیزهء مذهبی به مراتب ضعیف می باشد و گواهم تاریخ 200 سال اخیر ایران و قیامهایی که صورت گرفته است می باشد. هدف از این بحث چیست ؟ همانطور که می دانیم وجود معلول وابسته به وجود علت تامّه است و اگر علت تامه خدشه ای ببیند یا از بین رود بلا واسطه معلول هم متاثر خواهد شد. همانطور که ذکر شد عاشورا خاستگاه و عامل بقای انقلاب اسلامی و پیروزی در جنگ تحمیلی است و اگر ضعیف یا تحریف شود لاجرم معلول هم آسیب خواهد دید. یک نکته مهم) عاشورا عین آب روان در پیچ و خمهای تاریخ مسیر خود را پیموده و هیچ کسی نمی تواند آنرا از بین ببرد لازم به تذکر است که از سال 61 هجری تاکنون 5 بار قبر و بارگاه امام حسین (ع) تخریب و با خاک یکسان شده حتی آنرا شخم زده و روی آن آب بسته اند. اما به مصداق آیه قرآن هیچ کسی نمی تواند نور خدا را خاموش کند و اهمیت حفظ و جلوگیری از تحریف آن ؛ برای خود ما است برای اینکه این فرهنگ در ابعاد شخصی و اجتماعی جاودانه شود باید جدای از پرداختن به مراسم های عزاداری که خیلی مهم است باید به ماهیت این قیام و پیامهای آن در حوزه فردی و اجتماعی بپردازیم و ان شاء الله سعی می کنم در چند پست مطالبی مفید که از محضر بزرگان فراگرفته ام یا با مطالعات اندک بدست آورده ام ارائه دهم. |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 9:25 توسط سيد |
|
|
بسم رب الحسین (ع) سلام دوستان ؛ تقارن ماههای محرم و بهمن یادآور این نکته مهم است که خاستگاه انقلاب اسلامی عاشورا می باشد به عبارت دیگر انقلاب اسلامی معلول حماسهء حسینی می باشد و اگر ما از علت غافل شویم یا به آن خدشه یا تحریفی وارد شود بلا واسطه روی معلول تاثیر نامطلوب خواهد گذاشت پس حراست از فرهنگ عاشورا که عامل بقا و حیات نظام اسلامی می باشد بیش از پیش ضرورت دارد (نکته اول) عاشورا و قیام و حرکت امام حسین (ع) پیامهای مهم و زیادی برای همهء ما دارد به نظر من یکی از پیامهای مهم عاشورا نماز اول وقت می باشد وقتی امام در بحبوحهء جنگ به نماز اول وقت می ایسستد حجت بر ما تمام است و جای هیچ بهانه ای را برای به تاخیر انداختن نماز نمی گذارد. حضرت زینب (س) در شب شام غریبان با تمام خستگی های جسمی و روحی و ناراحتیهایی که غیر قابل توصیف هستند نماز شبشان ترک نشد چه رسد به نماز واجب (نکته دوم) امام خمینی (ره) بیشترین توصیه ای که به خانواده و دوستان و... داشتند نماز اول وقت بود برای آگاهی بیشتر به کتاب امام در سنگر نماز نگاهی بیندازید امام در سخت ترین لحظات نه تنها نماز اول وقتش جابجا نشد حتی به نماز شبشان هم خدشه ای وارد نشد (نکته سوم) در مورد نماز و اهمیت و جایگاه و علی الخصوص اول وقت و جماعت بودن آن نکات زیادی وجود دارد که جای بحث و تامل دارد که ان شاء الله در پست های بعدی تقدیم خواهم کرد. خدایا ما را از نمازگزاران قرار بده آمین یا رب العالمین |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 21:28 توسط سيد |
|
|
بسم رب الحسین (ع) سلام دوستان ؛ (منبع بلاغة الحسین (ع) ص 223) گفته شده امیر مومنان علی (ع) از فرزندشان امام حسین (ع) سوال نمودند و حضرت سید الشهدا (ع) پاسخ دادند: آقایی و شرافت در چیست ؟ نیکی کردن به قوم و خویشاوند ، بردباری و تحمل خطا و لغزش مردم بی نیازی چیست ؟ کم کردن آرزوها و راضی بودن به قدر کفایت فقر ونیازمندی چیست؟ حرص ، و ناامیدی بسیار به فضل الهی پستی چیست؟ اینکه مردی خود را از حوادث نگه دارد ولی همسرش را تسلیم حوادث نماید پرده دری چیست؟ دشمنی با کسی که فرمانت می دهد (امیر برتوست) و توان آنرا دارد بر تو سود وضرر رساند سپس امیرمومنان (ع) رو به حارث اعور نموده و فرمودند: این حکمت های مفید را به فرزندانتان بیاموزید که موجب افزایش فکر ، دوراندیشی ونظر خواهد شد. بابی انت و امی یا حسین (ع) |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 7:53 توسط سيد |
|
|
به نام خدا سلام دوستان؛ در مورد وصیت نامه شهید جعفر جاهد شبستری می خواستم چند نکته عرض کنم این وصیت نامه در اردوگاه شهدای خیبر در اواخر سال 1363 و احتمالا اوایل 64 نوشته شده است چون ایشان در عملیات بدر به شهادت رسیدند و این عملیات در همان بازه زمانی مذکور بوده است نسخه اصلی آن دست نویس بوده و دست برادرشان بود و فرسوده شده بود باید این نکته را ذکر کنم که پیکر مطهر ایشان تا سال 74 مفقود الاثر بود (توضیحات بیشتر در پست زندگی نامه آمده است) در سال 74 که پیکر ایشان توسط نیروهای تفحص شناسایی و به شهرستان شبستر دلالت شد در ایام تشییع جنازه و مراسم ایشان وصیت نامه بوسیله ماشین تایپ ، تایپ شده و کپی شد و به تعدادی داده شد یک نسخه آن هم دست من بود و اینو 10-11 سال گذاشته بودم یک گوشه ای لای یه نایلون ، بعدا که نگاه می کردم دیدم این نسخه هم داره فاسد می شه و یعضی کلماتش قابل تشخیص نیست به همین خاطر اونرو از نوتایپ کردم و سعی زیادی در حفظ امانت کردم (ان شاءالله) بعدش اونو توی سایت کلوب ؛ تو چند تا کلوب ارائه دادم که با استقبال خوبی مواجه شد والان که این وبلاگ رو راه انداختم توش قرار دادم و توصیه می کنم مطالعه کنید ضرر نمی کنید چون حداقلش اینه که با تفکرات یک جوان همسن و سال خودمون آشنا می شوید (ایشان در 21 سالگی به شهادت رسیدند) هر کدام از عزیزان تمیل داشت یه جایی از اون استفاده کنه فقط یک شرط رو رعایت کنه و اون هم اینکه تغییری و تبدیلی در آن صورت نده یعنی کم و زیادش نکنه (به نظر من وصیت نامه شهدا حرمت داره) برای شادی ارواح طیبه شهدا و امام شهدا (ره) صلوات
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 9:58 توسط سيد |
|
|
بسم رب الشهدا و الصديقين " الذين قالو ربنا الله ثم استقامو تتنزل عليهم الملائکه" " ان لا تخافو و لا تحزنو و ابشرو بالجنه التي ان کنتم توعدون" وصيت نامه جعفر جاهد شبستري فرزند رجبعلي با سلام بر امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف و نايب بر حقش امام امت ، خميني بت شکن و با درود بيکران بر ارواح پاک و مقدس شهداي اسلام و آرزوي توفيق براي رزمندگان اسلام ، با سلام بر فرزندان خميني که دليرانه و غران بر شيطان زمان يورش مي برند و آن دم که آماج گلوله هاي ابليس مي شوند فواره خونشان موجب هيجان ملت شده و بغض و کينه خود را بر چهره پليدان پرتاب مي کنند و با سلام برايثارگران و جانبازان انقلاب که با ايثارگريهاي خود بر جهانيان ثابت کردند و به تمام حکومتهاي جور وظلم از شرق وغرب فهماندند که هر کس نظر بدي به انقلاب داشته باشد با شمشير خون آلودشان به او درسي خواهند داد که ديگر نتواند چشم چپي به امت اسلامي داشته باشد و فهماندند که اسلام در مقابل کفر با قامتي به بلندي ابديت ايستاده است. برادران اينک تکليف بر اين است که بايد به جبهه هاي حق عليه باطل شتافت. هر کس دين اسلام را به عنوان دين براي خود قبول دارد بايد براي دفاع از حريم مقدسش به کمکش بشتابد. بايد در اين جنگ که الان بر ما تحميل شده است مقاومت نمود ، خداي ناکرده اگر يک لحظه سستي در اين جنگ بشود بقول امام امت ، اسلام دفن مي شود و آنگاه آيندگان که بعد ازما مي آيند بر ما به چشم ننگ آميزي نگاه مي کنند. هان اي امت هميشه در صحنه بايد ميان خون رفت و الا کاروان رفت و بيابان در پيش است بايد در اين جهاد مقدس از همه چيز گذشت از مال و فرزند و ... ، همه چيز را بايد فداي اسلام کرد. جوانهاي ما بايد مثل علي اکبر (ع) باشند و حماسه کربلا براي ما بعنوان الگو و نمونه است. اگر حماسه کربلا نبود شهادت و استقامت براي ما به آن صورت معنا و مفهومي نداشت. هان اي عبرت گرفتگان از حماسه کربلا ، هان اي کسانيکه نداي حسين (ع) را به هر طريق وبه هر صورت شنيده ايد درس شهادت و استقامت را از حماسه حسين (ع) بگيريد وبه جبهه بشتابيد. آيا حسين (ع) و يارانش نمي دانستند که شهيد مي شوند پس چرا رفتند. اي کسانيکه تا بحال نداي " هل من ناصر ينصرني " به گوشتان رسيده و الان همان 1400 سال قبل است و تاريخ دارد تکرار مي شود. امروز اسلام با تمامي وجود در برابر تمامي کفر ايستاده است و مصداق سخن رسول اکرم (ص) در جنگ احزاب مي باشد که فرمود : امروز بايد مثل علي (ع) و علي وار ضربت شمشير را بر پيکر عبدودهاي زمان وارد آورد. اي کساني که اينها را مي دانيد و به کمک اسلام نمي شتابيد چه جوابي در روز قيامت در مقابل شهيدان داريد؟ چطور در عرصات محشر حاضر خواهيد شد پس به جبهه بشتابيد که حسين زمان به کمک احتياج دارد. والله بايد در اين ميدان و جبهه حق عليه باطل آنقدر گلوله زد و آنقدر کشت که قطرات خون در دشت جاري باشد. بايد امت حزب الله در پشت جبهه موقع خوابيدن فانوسقه ها را بر کمر بسته و با لباس نظامي بخوابند. منظور من از نوشتن اين جمله اين است که آمادگي امت بايد هر چه بيشتر باشد ، مبادا سستي در بين شما راه بيايد به قول حضرت علي (ع) که مي فرمايند : پس اي سپاهيان اسلام براي نبرد مهيا شويد و سلاحهاي لازم را فراهم کنيد زيرا که آتش جنگ افروخته شده و شکيبايي و مقاومت را شعار خويش قرار دهيد زيرا که مهمترين راه دستيابي به نصرت و پيروزي ، شکيبائي است. برادر مبارزه با دشمن سخت است ولي اگر شيطان را از خود برانيد و استقامت به خرج دهيد و توکل بر خدا کنيد همه چيز برشما آسان مي شود. بقول امام عزيزمان که فرمود : ما بايد بايستيم و مقاومت کنيم تا اسلام استقرار پيدا کند ، عدالت برقرار شود و دست ظالم کوتاه گردد و به کساني که در پشت جبهه در تضعيف جبهه نهايت تلاش خود را مي کنند و از صلح آمريکايي و مسائل ديگر ، اينکه بچه ها مي روند در جيهه بدون دليل کشته مي شوند ، مي گويم و با زبان برنده خود به آنها مي گويم ما در درياي خون شنا مي کنيم ولي به صلح آمريکايي تن در نمي دهيم ، مگر زندگي آخرش بجز مرگ نيست. آخرش ما شاگردان آقا امام حسين (ع) هستيم و در دانشگاه شهادت تحصيل مي کنيم. اي مزدوران شرق و غرب بدانيد که ما غرور آفرينان جبهه هاي جنگ ، هر گونه قرارداد در جبهه هاي جنگ را با تفنگهايمان امضا خواهيم کرد اگر تفنگ و اسلحهء ما تمام شود در واقع جنگ اصلي ما شروع شده است و بقول امام علي (ع) که در جنگ صفين خطاب به ياران فرمود : اگر همه ما شهيد شويم و پيروز نشويم تازه تکليفمان را انجام داده ايم. اي ياران امام امت ، خميني بت شکن ، اين جبهه ها را خالي نگذاريد ، مبادا در اثر فشار وسختي امام را تنها بگذاريد و در پشت جبهه در مقابل مزدوران و جيره خواران و وطن فروشان و بي آبروها بايستيد و در برابر هر گونه توطئه مثل ديوار ثابت و محکم بايستيد. اي امت من از وضع رزمندگان براي شما بگويم که رزمندگان ما الهام گرفتگان از مکتب امام حسين (ع) هستد تا آخرين قطره خون خود خواهند جنگيد و هيچ نيرويي نمي تواند در مقابل آنان مقاومت کند. اگر قسمت شود و ان شاء الله که مي شود بزودي پرچم لا اله الا الله را بر بالاي کاخهائي که با گرفتن خون مظلومان درست شده خواهند زد و سلاح ما مثل ذو الفقار علي (ع) از همه چيز برنده تر است ، ما در بين راه هستيم و بايد راه طولاني را طي کنيم و آن راه طولاني اين است که بايد بيرق اسلام را در همه جاي زمين به اهتزاز در آوريم و از اينجا از سنگر خويش مي گويم که دشمنان ما بايد بدانند که مادر درياي سرخ عاشورا وضو ساخته و بر پهنه کربلا ايستاده ايم به کساني که به جبهه مي آيند و يا درجبهه هستند توصيه مي کنم که به فکر شهادت بيايند نه به فکرهاي ديگر و دستهاي خود را بالا زده و مثل ماهي ، چطور وارد آب مي شود . آنطور وارد صحنه نبرد شوند. برادران بدانيد وعده خداست که شما را ان شاء الله پيروز مي گرداند و زمان پيروزي هم خيلي نزديک است. برادران ، خداي ما ، خداي موسي و ابراهيم است ، چطور آنها را پيروز گردانيد ما را هم پيروز خواهد گردانيد. هيچ وقت ياس و نا اميدي را به دلتان راه ندهيد ، چرا که ياس و نااميدي از جنود شيطان است. برادران حزب الله به شما توصيه مي کنم هميشه پشتيبان روحانيت باشيد و دست از روحانيت بر نداريد چرا که به قول امام عزيزمان اگر روحانيت نبود از اسلام خبري نبود و کساني که دين اسلام را بر ما عرضه مي دارند همان روحانيت اصيل است. برادران دست از امام امت برنداريد ، اگر دست از امام بکشيد ديگر نمي توانيد به اهداف انقلاب اسلامي برسيد. خدايا ترا شکر مي کنم که اين ديد و آگاهي را به من دادي که دراين جهاد مقدس شرکت جويم و دين خود را نسبت به اسلام و مسلمين ادا نمايم خدايا اينجا تو هستي که بايد کمکم کني ، به خدا سوگند در اين جهاد آنقدر خواهم جنگيد تا زماني که بدنم تکه تکه شود و من اين درس را از برادرانم که شهادت را با دل وجان خريدند آموختم . مثل مهدي ، مجيد ، عباس ، صادق و بهمن (شهداي پايگاه توحيد ، مسجد صاحب الزمان (عج) ، محله قلعه باغ ، شهر شبستر) اينها در واقع براي ما اسوه والگو بودند و به تمام دوستان و آشنايان سفارش مي کنم که نگذارند که اسلحه اين عزيزان مبادا يک لحظه هم از دست بيافتد اگر يک لحظه غفلت کنيد فردا در روز محشر چه جوابي خواهيد داشت. من هم اينک جان خود را صادقانه تسليم اسلام مي کنم و از خداوند تبارک و تعالي مي خواهم که من هم مثل شهداي ديگر از محله خودمان (محله قلعه باغ ، شهر شبستر) مانند عباس ، مهدي ، بهمن ، صادق و مجيد باشم زيرا که مي خواهم با آنها فرقي نداشته باشم. از کساني که به جبهه نيامده اند مي خواهم که لااقل به پشت خط بيايند به شهرهاي جنگ زده و موشک خورده بيايند و به شهرهايي که هر روز در زير گلوله هاي بعثي قرار دارند از شهرهايي که از در و ديوار آن ناله هاي بچه هاي يتيم که پدر و مادر خود را از دست داده اند (به گوش) مي رسد. از جاي هر ترکش در واقع يک شهيد نگاه مي کند. از امت شهيد پرور شبستر مي خواهم که به شعارهايي که در پشت جبهه مي دهند عمل کنند و به سوي ميعادگاه عاشقان بشتابند و سلاح بدست گرفته و با خصم کافر رو در رو شوند و مي خواهم که پشتيبان امام جمعه محترم حجت الاسلام آقاي شيخ علي عالمي باشند (امام جمعه فقيد شبستر ، ايشان در بهمن ماه 64 - چند ماه پس از شهادت اين شهيد بزرگوار - در اثر سانحه رانندگي در مسير تهران - قم به رحمت خدا رفتند) و او را يک آن تنها نگذارند. زيرا مردي صادق ، با اخلاص و درستکار و از همه مهمتر فردي متقي (است) که عنايات خدا باعث شده که او به شهر ما بيايد و در واقع اوست که تشکيل دهنده اجتماعات و گرفتن (جلوي) جريانات اعتراض درشهر مي باشد. برادران اين را از ته قلب مي گويم که اگر آقاي عالمي نبود اينک بر سر افراد حزب الله جريانات زيادي آمده بود و اينها را خودتان مي دانيد و من نمي خواهم بيشتر از اين شرح دهم. اي امت عاشق ، اي منتظران امام مهدي (عج) و اي پشتيبانان انقلاب ، از شما مي خواهم (در) نمازهاي جمعه و جماعت و دعاهاي کميل (و...) شرکت فعالانه کنيد و هيچ وقت بر سر مسائل کوچک پراکنده نشويد و همگي به ريسمان الهي چنگ زنيد و خداوند وعده داده در صورتي شما را پيروز مي گرداند که با هم متحد شويد و بدين طريق بر دشمنان مجال و فرصت فتنه را ندهيد و مشت خود را گره کرده و آنچنان ضربه اي بر دهان اين مزدوران و ياوه گويان بزنيد که ديگر نتوانند از جاي خود بلند شوند و خداي ناکرده مسائل ديگري را ببار آورند. هان اي امت حزب الله من که الان از صحراي خوزستان و دشتهاي سوزان خوزستان و در ميان سنگرهاي خونين اين را مي نويسم ، به شما مي گويم که کساني که از دستشان بر مي آيد به جبهه بيايند و کساني که به عللي پشت جبهه هستند اگر جلوي اين مزدوران را نگيريد فردا اين مسئوليت بر گردن شما سنگيني خواهد کرد. "کاروان مي رود بيابان در پيش است" از برادران کتابخانه (پايگاه) توحيد و کساني که بعدا عضو آن محل مقاومت خواهند شد مي خواهم که آنجا را به عنوان يک امانت که شهيدان زيادي را پرورش (داده) و تقديم اسلام نموده است نگه دارند. در اين جا اين جمله را مي گويم که نقش آنجا براي شما معلوم شود ، ما و ياوران مظلوم ديگر ما که مظلومانه شهيد شدند در واقع پرورش يافتگان آنجائيم. برادران ، ضد انقلاب به طرق گوناگون با استفاده از افراد مختلف سعي مي کنند که آنجا را از بين ببرند. و اين شما هستيد و اين خون شهدا ، اينجاست که به شما مي گوئيم آنجا را نگهداريد. سعي کنيد بيشتر مجالس قرآن را در آنجا برپا داريد. از قرآن رهنمودهاي خود را بگيريد و مجالس عقيدتي برپا داريد و مسائل رزمي را اگر امکان باشد ، خيلي فرا بگيريد چون شماها بايد (چند) بعدي باشيد. در يک دست بايد قرآن را و در دست ديگر سلاح را بگيريد و به دشمنان داخلي و خارجي با ياد الله حمله کنيد. در مجالستان ، در جلسه هايي که ميان خود مي گذاريد يادي از ما هم بکنيد ، يادي هم از شهداي تشنه لب ، از ايثارگراني که لب تشنه در ميان آتش و دود شهيد شدند ، بکنيد. خدا شاهد است اين را هم اينجا بنويسم که بچه هاي ما در هنگام رو در روئي آنقدر مقاومت مي کردند و لب تشنه مي جنگيدند تا اينکه به لقا ء الله مي رسيدند. و در اينجا مي خواهم به کوردلان بگويم که بدانند که من کورکورانه به اين راه نيامده ام بلکه با چشم باز به اين راه قدم نهاده ام و اگر گلوله هاي دشمن قلبم را سوراخ کند ، اگر پاره هاي تنم را در آتش بسوزانند و خاکستر کنند ، کلمه ضعف و زبون را نخواهند شنيد و از دل امواج نداي جنگ تا رفع فتنه را خواهند شنيد. خدايا چگونه گلهائي را زودتر از (موعد) فرا خواندي ، خدايا روحم از شدت درد مي سوزد و احساسم شعله مي کند ، قلبم مي خروشد و اين دنيا ديگر جاي من نيست ، بايد خون داد و با خون دادن روشنايي را در ظلمت وارد و آنرا شکافت. اما شما اي پدر و مادر عزيزتر از جانم چه زحمتهايي که براي من کشيديد ، خودتان را به سختيها انداختيد تا اينکه من درد نکشم پدر و مادر عزيزم من از شما به خاطر اين زحمات تشکر زيادي دارم ، با اينکه من در بسياري از موارد حرف شما را گوش نداده ام ، در نزد شما با صداي بلند صحبت کردم ، بي احترامي به شما کردم. اميدوارم که مرا به بزرگواري خودتان ببخشيد و حلالم کنيد. و اما برادران و خواهران عزيزم ان شاءالله که مرا به بزرگواري خودتان مي بخشيد و يک توصيه به شما دارم و آن اين است که دختران خود را طوري تربيت کنيد که زينب وار پيام شهدا را به گوش مردم برسانند و پسران خود را طوري ببار آوريد که مثل حسين (ع) زندگي کنند و حسين وار به سوي جبهه بروند و حسين گونه بجنگند و حسين وار به شهادت برسند و با خونشان راه را باز کنند و سعي کنيد به مجالس عزاداري و روضه اهميت زيادي بدهيد. در آخر از تمامي دوستان و آشنايان مي خواهم که مرا حلال کنند و از برادران مي خواهم که اگر جنازه مرا پيدا کردند و تشييع کردند ، در تشييع جنازه من شعارهاي جنگ ، جنگ تا پيروزي ، مرگ بر آمريکا ، مرگ بر شوروي و اسرائيل ، مرگ بر منافقين و صدام ، خدايا خدايا تا انقلاب مهدي (عج) خميني را نگه دار رزمندگان اسلام پيروزشان بفرما (را بدهند) جعفر جاهد اردوگاه شهداي خيبر براي شادي ارواح طيبه شهدا ، بالاخص امام شهدا صلوات (اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم)
يا علي (ع) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 14:0 توسط سيد |
|
|
شهيد قلب تاريخ است (امام خميني)
پاسدار شهيد جعفر جاهد شبستري در سال 1343 در استان آذربايجان شرقي - شهر شبستر در خانواده اي مذهبي بدنيا آمد...وي در کنار تحصيل ، به کار کشاورزي و همچنين ورزش هاي رزمي مي پرداخت و علاقه و اهتمام خاصي به مجالس قرآن و دعا و بويژه عزاداري امام حسين (ع) داشت... با شروع جنگ تحميلي در حالي که در دبيرستان مشغول تحصيل بود اما به فرمان امام خميني (ره) به جبهه هاي حق عليه باطل شتافت و با گذراندن دوره هاي تکاوري و رزمي به عنوان نيروي اطلاعات عمليات لشکر 31 عاشورا در عمليات هاي مختلف شرکت جست... تا اينکه در عمليات بدر (اواخر سال 63 و اوايل 64) در کنار فرمانده شهيدش آقا مهدي باکري در جزيره مجنون به محاصره نيروهاي بعثي در آمده و در سن 21 سالگي به درجه رفيع شهادت نايل شد (پيکر مطهر ايشان تا سال 74 مفقود الاثر بود) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 13:59 توسط سيد |
|
|
بسم رب الحسین المظلوم العطشان (ع) سلام دوستان لعنت خدا بر ظالم ؛ لعنت خدا بر دشمنان اهل بیت (ع) ؛ لعنت خدا بر اهل کوفه ترجمه کتاب بلاغة الحسین (ع) را چند روز پیش نگاه می کردم (تالیف آیة الله سید مصطفی موسوی آل اعتماد – قدس سره) که در مورد خطبه ها و نامه ها و کلمات گهربار امام حسین (ع) می باشد در بخشی از این کتاب آمده بود : (ص99) در زمان امیر المومنین علی (ع) اهالی کوفه نزد آن حضرت آمده و نسبت به کمی بارندگی شکایت و به حضرت عرض کردند از خدا برای ما طلب باران کن حضرت علی (ع) رو به امام حسین (ع) کرده و فرمودند: برخیز و برای این امت از خدا طلب باران کن حضرت سید الشهدا (ع) برخاست و حمد و ثنای الهی را به جا آورد و بر پیامبر (ص) درود فرستاد و فرمود: «ای خدایی که عطا کننده خیرات و نازل کننده برکاتی ، آسمان پر باران بر ما (ارسال کن) و ما را با ابرهای پر باران و فراگیر و زیاد سیراب نما تا بندگان ضعیفت جانی تازه بگیرند و سرزمین های مرده ات حیات مجدد پیدا کنند ؛ آمین یا رب العالمین» لعنت خدا بر این امت نمک نشناس که خدا به حرمت حضرت ابا عبدالله (ع) آنها را از خشکسالی نجات داد اما آنها متقابلا آبی را که مهریه مادرش بود به روی ایشان بسته و حتی به طفل شش ماهه هم رحم نکردند و همگی شان را تشنه شهید کردند بابی انت و امی یا حسین (ع) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 12:10 توسط سيد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به نام خدا - این وبلاگ را روز اول بهمن سال 1385 که مصادف با اول محرم سال 1428 می باشد ایجاد کردم. ماه محرم ، حماسه عظیم حسینی (ع) و ماه بهمن ، انقلاب اسلامی ؛ براستی که ماههای عجیب و درس آموزی هستند ...
|
| پیوندها |
|
کلوب شهید جعفر جاهد وصیت نامه شهید جعفر جاهد |
|
RSS
|